شعر از وحشی بافقی / به سد جان می‌خرم گردی که خیزد از سر راهت

به سد جان می‌خرم گردی که خیزد از سر راهت
ندارم قدر خاک راه پیشت ، قیمت من کو

به داغم هر زمان دردی فزاید محرم بزمت
کسی کو با تو گوید درد و داغ حسرت من کو ..

#وحشی_بافقی

متن کامل غزل ‘ میان مردمانم خوار کردی عزت من کو ‘ از وحشی بافقی

میان مردمانم خوار کردی عزت من کو
سگ کوی تو بودم روزگاری حرمت من کو

به سد جان می‌خرم گردی که خیزد از سر راهت
ندارم قدر خاک راه پیشت ، قیمت من کو

به داغم هر زمان دردی فزاید محرم بزمت
کسی کو با تو گوید درد و داغ حسرت من کو

چو خواهد بی‌گناهی را کشد احوال من پرسد
که آن بی‌خانمان پیدا نشد در صحبت من کو

مگو در بزم او دایم به عیش و عشرتی وحشی
کدامین عیش و عشرت ، مردم از غم ، عشرت من کو ..

#وحشی_بافقی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *