دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را

من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را

به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / طی زمان کن ای فلک ، مژدهٔ وصل یار را

طی زمان کن ای فلک ، مژدهٔ وصل یار را

پاره‌ای از میان ببر این شب انتظار را ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / هر زمان در مجمعی گردی

هر زمان در مجمعی گردی
چه دانی حال ما

حال تنها گرد
تنها گرد
می‌داند که چیست ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / ساقی بده آن می

ساقی بده آن می

که ز جان شور برآرد ..

#وحشى_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / شرح درماندگی خود به که تقریر کنم

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم

عاجزم چارهٔ من چیست چه تدبیر کنم ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / خواهم آن عشق

خواهم آن عشق

که هستی ز سر ما ببرد ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / قيمت اهل وفا يار ندانست

قيمت اهل وفا

يار ندانست

دريغ ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / آزاد کن ز راه کرم گر نمی‌کشی

آزاد کن ز راه کرم گر نمی‌کشی

ما را چه بی‌گناه گرفتار کرده‌ای ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / شاخ خشکیم به ما سردی عالم چه کند

شاخ خشکیم
به ما سردی عالم چه کند
پیش ما برگ و بری نیست
که سرما ببرد ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / فتاده‌ام به رهت چشم و گوش گشته سراپا

فتاده‌ام به رهت چشم و
گوش گشته سراپا

بیا که گوش به آواز،
پا و چشم به راهم ..

#وحشی_بافقی