شعر از محمدعلی بهمنی / اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است

تا این غرل شبیه غزل های من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

گاهی ترا کنار خود احساس می کنم
اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است

خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است ..

#محمدعلی_بهمنی

شعر از محمدعلی بهمنی / اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

‘ خون هر آن غزل که نگفتم بپای تست ‘

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

دریا و من چقدر شبیهیم گر چه باز
من سخت بی قرارم و او بی قرار نیست

با او چه خوب می شود از حال خویش گفت
دریا که از اهالی این روزگار نیست

امشب ولی هوای جنون موج می زند
دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست

ای کاش از تو هیچ نمی گفتمش، ببین
دریا هم این چنین که منم بردبار نیست ..

#محمدعلی_بهمنی