دسته‌ها
شعر

شعر از فریدون مشیری / تو نیستی که ببینی

تو نیستی که ببینی
چگونه با دیوار
به مهربانی یک دوست از تو می‌گویم
تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار
جواب می‌شنوم
تو نیستی که ببینی ..

#فریدون_مشیری

دسته‌ها
شعر

شعر از فریدون مشیری / ‌آن سپیده‌دم که با صفا و ناز در فضای بی‌کرانه می‌دمید

‌آن سپیده‌دم که با صفا و ناز
در فضای بی‌کرانه می‌دمید،
دیگر از زمین رمیده است
این سپیده‌ها سپیده نیست
رنگ چهرهٔ زمین پریده است ..

#فریدون_مشیری

دسته‌ها
شعر

شعر از فریدون مشیری / درد بی درمان شنیدی؟ حال من یعنی همین!

درد بی درمان شنیدی؟
حال من یعنی همین!
بی تو بودن، درد دارد!
می زند من را زمین
می زند بی تو مرا،
این خاطراتت روز و شب
درد پیگیر من است،
صعب العلاج یعنی همین ..

#فريدون_مشيرى

دسته‌ها
شعر

شعر از فریدون مشیری / بر لوح خاطرم ز ازل اى دوست

بر لوح خاطرم ز ازل اى دوست

تنها تو بوده اى و تو خواهى بود ..

#فريدون_مشيرى

دسته‌ها
شعر

شعر از فریدون مشیری / هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز

هوا آرام
شب خاموش
راه آسمان ها باز
زمان
در بستر شب خواب و بيدار است ..

#فریدون_مشیری

دسته‌ها
شعر

شعر از فریدون مشیری / این خطوط سیاه سر در گم؛ دل من، روح من، روان من است

این خطوط سیاه سر در گم

دل من، روح من، روان من است

آن‌چه از عشق او رقم زده‌ام

شیرهٔ جان ناتوان من است ..

#فریدون_مشیری

دسته‌ها
شعر

شعر از فریدون مشیری / تو را به هر چه تو گویی ، به دوستی سوگند

تو را به هر چه تو گویی ، به دوستی سوگند

هر آنچه خواهی از من بخواه ، صبر مخواه ..

#فریدون_مشیرى

دسته‌ها
شعر

شعر از فریدون مشیری / من از لطافت صبح

من از لطافت صبح
من از طراوت نور
من از نوازش آن مهربان
چنان سرمست
که گاه، در همه آفاق
می‌گشودم بال؛ که مست
بر همه افلاک، می‌فشاندم دست ..

#فریدون_مشیری

دسته‌ها
شعر

شعر از فریدون مشیری / زير بال مرغكان خنده هات

زير بال مرغكان خنده هات
زير آفتاب داغ بوسه هات

ای زلال پاک
جرعه جرعه جرعه
می كشم تو را به كام خويش
تا كه پر شود تمام جان من ز جان تو ..

#فریدون_مشیری

دسته‌ها
شعر

شعر از فریدون مشیری / من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی است

من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی است

آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش ..

#فریدون_مشیری