دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر

روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر

هوای یار دگر دارم و دیار دگر ..

#وحشى_بافقى

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / چنان از طرح وضع ناپسند خود گریزانم

چنان از طرح وضع ناپسند خود گریزانم

که گر دستم دهد از خویش هم سازم جدا خود را ..

#وحشى_بافقى

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / به سد جان می‌خرم گردی که خیزد از سر راهت

به سد جان می‌خرم گردی که خیزد از سر راهت
ندارم قدر خاک راه پیشت ، قیمت من کو

به داغم هر زمان دردی فزاید محرم بزمت
کسی کو با تو گوید درد و داغ حسرت من کو ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / دلتنگم و با هيچكسم ميل سخن نيست

دلتنگم و با هيچكسم ميل سخن نيست

كس در همه آفاق به دلتنگى من نيست ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را

من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را

به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / طی زمان کن ای فلک ، مژدهٔ وصل یار را

طی زمان کن ای فلک ، مژدهٔ وصل یار را

پاره‌ای از میان ببر این شب انتظار را ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / هر زمان در مجمعی گردی

هر زمان در مجمعی گردی
چه دانی حال ما

حال تنها گرد
تنها گرد
می‌داند که چیست ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / ساقی بده آن می

ساقی بده آن می

که ز جان شور برآرد ..

#وحشى_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / شرح درماندگی خود به که تقریر کنم

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم

عاجزم چارهٔ من چیست چه تدبیر کنم ..

#وحشی_بافقی

دسته‌ها
شعر

شعر از وحشی بافقی / خواهم آن عشق

خواهم آن عشق

که هستی ز سر ما ببرد ..

#وحشی_بافقی