متن آهنگ غزل از مهدی یغمایی

امشب غزل مرا به هوایی دگر ببر
تا هر کجا که می بردت بال و پر ببر
تا ناکجا ببر که هنوزم نبرده ای
این بارم از زمین و زمان دورتر ببر

اینجا برای گم شدن از خویش کوچک است
جایی که گم شوم دگر از هر نظر ببر
آرامشی دوباره مرا رنج میدهد
نگذار در سکوتم و سوی خطر ببر
نگذار در سکوتم و سوی خطر ببر

دارد زوال زخم دلم بسته میشود
بازم به میهمانی آن نیشتر ببر
خود را غزل به بال تو دیگر سپرده ام
هرجا که دوست داری ام امشب ببر ببر

امشب غزل مرا به هوایی دگر ببر
تا هر کجا که می بردت بال و پر ببر
تا ناکجا ببر که هنوزم نبرده ای
این بارم از زمین و زمان دورتر ببر ..

غزل
مهدی یغمایی
ترانه : محمدعلی بهمنی
آهنگ : مهدی یغمایی
تنظیم ، میکس و مستر : یاسین ترکی

ادامه خواندن “متن آهنگ غزل از مهدی یغمایی”

متن آهنگ کنام شیران از علی زند وکیلی

اجدادمان هم یادشان نیست ، تاریخ اما یاد دارد
تاریخِ ما با جوهرِ ذات تو و من ، الواح خود را مینگراد
خود را نه ، تاریخِ خود را پرس و جو کن
بر خاک پاکت ، ذاتِ خود را آبرو کن
ای تو ، صدایِ بی صدایان جهان ، ایران

همین که حک شده تاریخ سرزمینم بس
قسم به نام خودت میخورم ، همینم بس
تو گربه نه ، که تو بابِ کُنام شیرانی
همین که روی زمینِ تو مینشینم بس

اگر کویری ، اگر راق ، هیچ فرقی نیست
همینکه خار و گلی در وطن بچینم بس
نه خوابِ رفتن ، نه رویایِ حال و آینده
به روی نقشه اگر کوچکت نبینم بس
تو کشور من و من راوی توئم هر گاه
در آفرینِ تو شعری بیافرینم بس ..

کنام شیران
علی زند وکیلی
ترانه : محمدعلی بهمنی
آهنگ و تنظیم : علیرضا افکاری
میکس و مستر: وحید طاهرخانی

ادامه خواندن “متن آهنگ کنام شیران از علی زند وکیلی”

شعر از محمدعلی بهمنی / چه می‌پرسی ضمیر شعرهایم کیست

چه میپرسی ضمیرشعرهایم ڪیست؟

«آنِ »من

مبادا لحظه ای حتی مرا این گونه بپندارے

تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت

به شرطی ڪه مرا در آرزوے خویش مگذارے ..

#محمد_علی_بهمنی

ادامه خواندن “شعر از محمدعلی بهمنی / چه می‌پرسی ضمیر شعرهایم کیست”

شعر از محمدعلی بهمنی / غم آنقدر دارم كه می خواهم تمام فصلها را

غم آنقدر دارم
كه می خواهم
تمام فصلها را
بر سفره ی رنگین خود
بنشانمت
بنشین غمی نیست ..

#محمد_علی_بهمنی

ادامه خواندن “شعر از محمدعلی بهمنی / غم آنقدر دارم كه می خواهم تمام فصلها را”

شعر از محمد علی بهمنی / طوریم نیست، خرد و خمیرم فقط همین

طوریم نیست، خرد و خمیرم فقط همین!
کم مانده است بی تو بمیرم
فقط همین

از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز
در مرز چشم های تو گیرم
فقط همین

با دیدنت زبان دلم بند آمده‌ست
شاعر شدم که لال نمیرم
فقط همین ..

#محمدعلی_بهمنی