شعر از فروغی بسطامی / تا شام قیامت نکشد منّت خورشید

تا شام قیامت نکشد منّت خورشید
هر دیده که بر صبح بناگوش تو افتاد

آن نقطه که پیرایه‌ی پرگار وجود است
خالی‌ست که بر کنج لب نوش تو افتاد ..

#فروغی_بسطامى

ادامه خواندن “شعر از فروغی بسطامی / تا شام قیامت نکشد منّت خورشید”