دسته‌ها
شعر

شعر از شفیعی کدکنی / بیرون ز تو نیست آنچه میخواسته‌ام

بیرون ز تو نیست
آنچه میخواسته‌ام
فهرست تمام آرزوهای منی ..

#شفیعی_کدکنی

دسته‌ها
شعر

شعر از شفیعی کدکنی / مگذر ای خاطرۀ او ز کنارم، مگذر

مگذر ای خاطرۀ او ز کنارم، مگذر
موجِ بی ساحلِ اشکم، سرِ طوفان دارم

خارِ خشکم، مزن ای برق به جانم آتش
که هنوز آرزوی بوسۀ باران دارم ..

#شفیعی_کدکنی

دسته‌ها
شعر

شعر از شفیعی کدکنی / همه آرزویم ، اما چه کنم

همه آرزویم ، اما

چه کنم که بسته پایم ..

#شفیعی_کدکنی

دسته‌ها
شعر

شعر از شفیعی کدکنی / دور از تو، من سوخته در دامن شب ها

دور از تو، من سوخته در دامن شب ها

چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم ..

#شفیعی_کدکنی

دسته‌ها
شعر

شعر از شفیعی کدکنی / جامی ز زلال صبح نوشيد درخت

جامی ز زلال صبح نوشيد درخت
عطر تن خود به بيشه بخشيد درخت

تا از تب خورشيد نسوزد بدنش
پيراهنی از نسيم پوشيد درخت ..

#شفيعی_كدكنی

دسته‌ها
شعر

شعر از شفیعی کدکنی / با پرتو ماه آیم و چون سایه ی دیوار

با پرتو ماه آیم و چون سایه ی دیوار
گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم

دور از تو، من سوخته در دامن شب ها
چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم ..

#شفیعی_کدکنی

دسته‌ها
شعر

شعر از شفیعی کدکنی / آخرین برگ سفرنامه ی باران

آخرین برگ سفرنامه ی باران

این است

که زمین چرکین است ..

#محمدرضا_شفيعي_كدكني

دسته‌ها
شعر

شعر از شفیعی کدکنی / دشوارترین شکنجه این بود

دشوارترین شکنجه این بود
که ما
یک به یک
به درون خویش
تبعید شدیم ..

#شفیعی_کدکنی

دسته‌ها
شعر

شعر از شفیعی کدکنی / دير شد ، بازآ

دير شد ، بازآ
كه ترسم ناگهان پرپر شود

دسته گل هایی كه
از شوق تو در دل بسته ام ..

#شفيعی_كدكنی

دسته‌ها
شعر

شعر از شفیعی کدکنی / می شناسمت

می شناسمت

چشم های تو

میزبان آفتاب صبح سبز باغ‌هاست ..

#شفیعی_کدکنی