شعر از احمد شاملو

دیر زمانی در او نگریستم

چندان

که چون نظری از وی باز گرفتم

در پیرامون من

همه چیزی

به هیات او در آمده بود

آنگاه دانستم که مرا دیگر

از او گریز نیست ..

#احمدشاملو

سلام دنیا!

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

پ ن . امروز ۲۳ آبان ۹۵ ( ۱۳ نوامبر ۲۰۱۶ ) آغاز یک اتفاق زیبا … اینجا آی هارت