شعر از فریدون مشیری / من از لطافت صبح

من از لطافت صبح
من از طراوت نور
من از نوازش آن مهربان
چنان سرمست
که گاه، در همه آفاق
می‌گشودم بال؛ که مست
بر همه افلاک، می‌فشاندم دست ..

#فریدون_مشیری

ادامه خواندن “شعر از فریدون مشیری / من از لطافت صبح”

شعر از نیکی فیروزکوهی / به خاطر بسپار زبان عشق

به خاطر بسپار زبان عشق
بسیار گسترده است و متفاوت
گاهی‌ تپش قلب
گاهی‌ سرخی گونه
گاهی‌ مهربانی و ملاطفت
گاهی‌ صبوری و گذشت
کافیست بدانی هر کسی‌
با چه زبانی از عشق سخن می‌‌گوید ..

#نیکی‌_فیروزکوهی