دسته‌ها
شعر

شعر از پروین اعتصامی / بی تو اشک و غم حسرت همه مهمان منند

بی تو
اشک و غم حسرت
همه مهمان منند
قدمی رنجه کن
از مهر
به مهمانی من ..

#پروین_اعتصامی


متن کامل شعر ” پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل ” از پروین اعتصامی

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجلتیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من
یوسفت نام نهادند و به گرگت دادندمرگ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من
مه گردون ادب بودی و در خاک شدیخاک، زندان تو گشت، ای مه زندانی من
از ندانستن من، دزد قضا آگه بودچو تو را برد، بخندید به نادانی من
آن که در زیر زمین، داد سر و سامانتکاش میخورد غم بی‌سر و سامانی من
بسر خاک تو رفتم، خط پاکش خواندمآه از این خط که نوشتند به پیشانی من
رفتی و روز مرا تیره تر از شب کردیبی تو در ظلمتم، ای دیده‌ی نورانی من
بی تو اشک و غم و حسرت همه مهمان منندقدمی رنجه کن از مهر، به مهمانی من
صفحه‌ی روی ز انظار، نهان میدارمتا نخوانند بر این صفحه، پریشانی من
دهر، بسیار چو من سربگریبان دیده استچه تفاوت کندش، سر به گریبانی من
عضو جمعیت حق گشتی و دیگر نخوریغم تنهائی و مهجوری و حیرانی من
گل و ریحان کدامین چمنت بنمودندکه شکستی قفس، ای مرغ گلستانی من
من که قدر گهر پاک تو میدانستمز چه مفقود شدی، ای گهر کانی من
من که آب تو ز سرچشمه‌ی دل میدادمآب و رنگت چه شد، ای لاله‌ی نعمانی من
من یکی مرغ غزلخوان تو بودم، چه فتادکه دگر گوش نداری به نوا خوانی من
گنج خود خواندیم و رفتی و بگذاشتیمای عجب، بعد تو با کیست نگهبانی من

#پروین_اعتصامی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *