جمله های کوتاه درباره باران

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

چه بگویم با تو ؟ دلم از سنگ که نیست

گریه در خلوت دل ننگ که نیست

چه بگویم با تو ؟

که سحرگه دل من

باز از دست تو ای رفته ز دست

سخت در سینه به تنگ آمده بود ..

جمله های کوتاه درباره باران

کاش باران بودم

و غم پنجره را میشستم

و به هر کس که پس پنجره غمگین مانده

از سر عشق ندا میدادم ..

پاک کن پنجره از دلتنگی که هوا دلخواه است

گوش کن باران را که پیامی دارد

دست از غم بردار زندگی کوتاه است

باز کن پنجره را روز نو در راه است

جمله های عاشقانه و احساسی

شبے دارم چراغانے،

شبے تابیدنے امشب

دلے نیلوفرے دارم

پرے بالیدنے امشب

مشام شب پر ازبوے خوش محبوبہ هاے شب

شبے شبدر

شبے شب بو

شبے بوییدنے امشب ..

جمله های عاشقانه و احساسی

میخواهم هوای پشت پنجره ات باشم

صبح زود در صف انتظار بنشینم

تو بیدار شوی و پنجره ات را باز کنی

و من سراسیمه وارد شوم ..

آمیخته شدن با هوای اتاقت چه حالی دارد