شعر از محمدعلی بهمنی / دوستم داری می دانم باز

دوستم داری
می دانم
باز
دوست دارم که بپرسم گاهی
دوست دارم که بپرسم امروز
مثل دیروز مرا می خواهی .. ؟

#محمد_علی_بهمنى

متن کامل شعر ‘ پرسش ‘ از محمدعلی بهمنی

دوستم داری
می دانم
باز
دوست دارم که بپرسم گاهی

دوست دارم که بپرسم امروز
مثل دیروز مرا می خواهی

مهربانیست و یا بی مهریست؟
تنگ بی آب برای ماهی؟

فرصتی تا بسراییم از هم
بس کن از فلسفه های واهی

عشق عشق است چه بر لوحی زر
بنویسند
چه برگ کاهی

پرسش از عقل چه جایی دارد ؟
تا جنون می دهدت آگاهی؟

غیر از آن کوچه که دیوارش نیست
خانه ی دوست ندراد راهی ..

#محمد_علی_بهمنى

2 دیدگاه دربارهٔ «شعر از محمدعلی بهمنی / دوستم داری می دانم باز»

  1. شعر زیبایی است من از رادیو شنیدم و الان آنرا یافتم..زوابای پنهان و خفه شده روحم را کاوید و نشانم داد…متشکرم…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *