دسته‌ها
شعر

شعر از افشین یداللهی / پس کوچه‌های قلب مرا جستجو نکرد

پس کوچه‌های قلب مرا جستجو نکرد

اما مرا به عمق درونم کشید و رفت ..

#افشین_یداللهی

متن کامل غزل ‘ یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت ‘ از افشین یداللهی

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت

یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت

من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت

تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت

شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت

تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت

دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت ..

#افشین_یداللهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دامنه آی هارت به فروش می رسدتماس با ما
+ +